آرشیو برای: "بهمن 1403"

خوشا روزی که باشم در حضورت

خوشا روزی که باشم در حضورت ببینم جشن ایام ظهورت سرایم یک غزل در محضرت تا بنوشم می شوم مست از عبورت #عاشق_شعر بیشتر »

خوشا روزی رواقت باورم شد

خوشا روزی رواقت باورم شد ضریحت قلب من چون دلبرم شد همان جایی که در روز الستم تو را دیدم امامی رهبرم شد #عاشق_شعر بیشتر »

بیا مهدی به حق عمه زینب

زمستانم بهاری گشته امشب شنیدم گشته دنیا پر ز کوکب خداوندم گشوده در ز رحمت بیا مهدی به حق عمه زینب #عاشق_شعر بیشتر »

هر چه هست از عطر، خوشتر بوی اوست

«مست عشقم مست یارم مست دوست» هر چه هست از عطر، خوشتر بوی اوست من به عشقش گشته‌ام حیران و مست بس که معشوقم رخش چون ماه روست #عاشق_شعر بیشتر »

دیده بودم در بهاران من تو را

دیده بودم در بهاران من تو را در گلستان در قنوت شاخه‌ها در سکوت چشمه سارانی‌خنک عطر بارانی شکوفه در هوا می‌شوم مست از لطافت بین راه بوی گلها می‌دهد من را شفا در چنین حالی که هستی خالقم می‌شوم عاشق برویت ای خدا «برنمی آیم به رنگی هر زمان می‌شوم عبدت کنم… بیشتر »

در خزانش می‌رسد آرزوی نوگلم

خنده‌ها کردم به گلها از دلم گریه‌هایم شد روان بر سنبلم عشق مغروران همین باشد حزین در خزانش می‌رسد آرزوی نوگلم بیشتر »

دیدم چه نوری می‌چکد از دست مادر

دیدم چه نوری می‌چکد از دست مادر با هم نشینی روی قرآنش چو بر سر از نغمه‌هایش می‌شنیدم راز افلاک آغوش او بود از برایم هم چو سنگر شب‌ها که می‌کرد او تلاوت زیر فانوس او چشم‌هایش خیس بود از نام حیدر لب‌های او سرشار با اشفع لنا بود فکرش به دلبر کرده عشقش را… بیشتر »

می‌روم بالای دیواری بلند

می‌روم بالای دیواری بلند تا ببینم شاهدانی سربلند آنکه طی کردند ره را مثل نور یا خدا گفتند و درها را نبند #عاشق_شعر بیشتر »

قطره قطره اشکها دریا شود

قطره قطره اشک‌ها دریا شود موج طوفانی از آن بر پا شود می رود ظلم از جهان با اشک او تا لبت خندان دلت برنا شود #عاشق_شعر بیشتر »

یعقوب دلم خون به جگر شد

یعقوب دلم خون به جگر شد تا یوسف من چشم به در شد ما پیر شدیم از غم رویت تا نیمه شعبان که خبر شد آمد به جهان یوسف زهرا آخر شب تاریک سحر شد چون داده به نرجس گل طاها خورشید بزد صبح ظفر شد ای وارث آیات خدایی یعقوب پدر محو پسر شد #عاشق_شعر بیشتر »

دلم سرد است و ویران

دلم سرد است ویران پس کجایی به هر جا من رسیدم رفته بودی #عاشق_شعر بیشتر »

شمشیرت که جنسش از وفا بود

مرا کشتی به شمشیرت که جنسش از وفا بود چه کس دارد چنان یاری که باشد تا هوادار #عاشق_شعر بیشتر »

چشمان سیاهت

چشمان تو ابروی سیاهت که مرا کشت در عین خماری دو کمان در سر آن است #عاشق_شعر بیشتر »

اشی که تو پختی سر اتش

 آشی که تو پختی سر آتش با هیزم و بلغور خدا بود #عاشق_شعر بیشتر »

نیمه شعبان برسد دوان دوان

نیمه شعبان برسد دوان دوان مژده دهد آمده مهدی به جهان تا ببرد ظلم و ستم از سر ما آمده مهدی بدهد راه نشان ماه شتابان زده زیور به سما تا بکند بر همه جا نور فشان #عاشق_شعر بیشتر »

از روز ازل گفته بلی

از روز ازل گفته بلی تا بشود آماده به خدمت سر پیمان علی #عاشق_شعر بیشتر »

پر می شوی با هر عذاب

این که ناشکری کنی پر می‌شوی با هر عذاب شکر نعمت بر تو افزون می‌کند هردم ثواب   #عاشق_شعر بیشتر »

مانند ایوب ای خدا

من ندارم قدرتی مانند ایوب ای خدا صبر من خالی شد از هر اشتیاقی با دعا #عاشق_شعر بیشتر »

خوشا روزی که باشم در حضورت

خوشا روزی که باشم در حضورت ببینم جشن ایام ظهورت بگویم یک غزل در محضرت تا بنوشم می، شوم مست ازعبورت #عاشق_شعر بیشتر »

پر از خالی شدم هنگام پرواز

پر از خالی شدم هنگام پرواز که می‌خواهم بخوانم با تو آواز اگر اذنم دهی شعری سرایم همین باشد برای من سرآغاز #عاشق_شعر بیشتر »

عطر جنگل ترد و خوشبو با بهانه

عطر جنگل تُرد و خوشبو با بهانه می‌وزد در لای گل‌ها عاشقانه #عاشق_شعر بیشتر »

دلم پاتوق رویای حسین

‌دلم پاتوق رویای حسین‌است دلم بی‌تاب و جویای حسین‌است   #عاشق_شعر بیشتر »

از عشق حسین خنده کند گل به چمن

از عشق حسین خنده کند‌ گل به چمن بلبل بزند چهچه در دشت و دمن #عاشق_شعر بیشتر »

ماه لبخند خدا

  عطر شعبان با طراوت می‌رسد چون حسینی با سخاوت می‌رسد ماه لبخند خدا بر فاطمه است چون ولیی با کرامت می‌رسد #عاشق_شعر بیشتر »

سبزینه دارم در بهار

ریشه دارم در زمین سبزینه دارم در بهار گرچه زخمم با تبر شد بردلم هی بی شمار با شجاعت با رفاقت ریشه را محکم کنیم جنگلی از سرو آزادی چنان با پشتکار   #عاشق_شعر بیشتر »

همچون بالش

ابر خشکم را تو کردی همچو بالش در سما پنبه‌هایش شد چو قوهای شناور در هوا   #عاشق_شعر بیشتر »

یاد سبزت در دلم ت ارغوانی می شود

یاد سبزت در دلم تا ارغوانی می‌شود کوچه‌های خاطراتم گلفشانی می‌شود #عاشق_شعر بیشتر »

با چشم شیرینت مرا شیرین عسل کن

با چشم شیرینت مرا شیرین عسل کن با شعر ابیاتت مرا همچون غزل کن #عاشق_شعر بیشتر »

باید که ببینم تو چه خواهی ز من از سر

باید که ببینم تو چه خواهی ز من از سر این سر که ندارد به تنم بر، بزن  از سر هر بار که گفتم نبریدی سر من را این سر که کند باد جدا کن تو تن از سر #عاشق_شعر بیشتر »

از برگ طلایی که زمین ریخته کن یاد

از برگ طلایی که زمین ریخته کن یاد اینجا شنوی از ته دل را که زند داد #عاشق_شعر بیشتر »

چشمان تو چون ژاله بریزد به تمنا

چشمان تو چون ژاله بریزد به تمنا زائر بشود سرو خرامان و به دریا #عاشق_شعر بیشتر »

با یاد تو بودم همه شب را و سحر‌ها

با یاد تو بودم همه شب را و سحر‌ها تا صبح زدم ناله کند باز درم را از عشق نگو تا نکنم ناله به هر کو کی یاد کند یار مرا خسته به صحرا #عاشق_شعر بیشتر »

از باد شنیدم که چمن چهچه سر داد

از باد شنیدم که چمن چهچه سر داد از عشق به گل ازته دل هی زده فریاد #عاشق-شعر بیشتر »

با سرو خرامان تو بگو از دل عاشق

با سرو خرامان تو بگو از دل عاشق  تا باد برد این خبرم سوی شقایق #عاشق_شعر بیشتر »

روزی که تو را دید دلم در بدرت شد

روزی که تو را دید دلم در بدرت شد هر جا که تو رفتی دل من همسفرت شد #عاشق_شعر بیشتر »

تو باران خشکی روی دشتی

تو باران خشکی روی دشتی مرا با این نباریدن توکشتی زهر ابری که پرسیدم من از تو به من گفتند و با اردیبهشتی #عاشق_شعر بیشتر »

باریدن برف است و زمستان شده هر ماه

  باریدن برف است و زمستان شده هر ماه از بهر همین آمده تا پر بکند چاه #عاشق-شعر بیشتر »

تو چون فواره‌ای در حال مرگی

تو چون فواره‌ای در حال مرگی سرافکنده خجل چون بید مجنون #عاشق_شعر بیشتر »

وقتی که تو باشی همه جا فصل بهار است

وقتی که تو باشی همه جا فصل بهار است گلها به چمن سرزده هم چون رخ یار است #عاشق_شعر بیشتر »

خورشید زند سر به درختان به پگاهی

خورشید زند سر به درختان به پگاهی با چشمک خود بر گل و سنبل به نگاهی تا فیض برد از رخ گل‌ها به گلستان تا لاله دمد عشق کند گاه به گاهی #عاشق_شعر بیشتر »

یک چای ازاین لحظه‌ی شیرین خودت ریز

یک چای ازاین لحظه‌ی شیرین خودت ریز در کام من از عشق توام صد دله لبریز #عاشق_شعر بیشتر »

فرشی که تو دادی شده گلزار شبستان

فرشی که تو دادی شده گلزار شبستان با نقش و نگارش شده مهمان دو چشمان هرگز نکند یاد سرانگشت تو بانو هرکس که ببیند بشود محو گلستان #عاشق_شعر بیشتر »