آرشیو برای: "دی 1403"

در مناجاتش شود غرق تماشاها علی‌ست

«صاحب اسرار «سُبْحانَ الّذي أَسْرى‏» علی‌ست…» «بین آیات الهی، آیت کبری علی‌ست» محو در حمد است و مدهوش از دعایش با خدا در مناجاتش شود غرق تماشاها علی‌ست نام او را کرده حق همنام خود در آیه‌اش ذکر هر قاری قرآن در ختامش یا علی ست حاکمی با کوله‌ای از… بیشتر »

همه آمال من حب ولی شد

  رباعی‌های من ذکر علی شد همه آمال من حب ولی شد اگر عشقش نباشد مرده باشم به حکمش عشق او از دم دلی شد #عاشق_شعر بیشتر »

هردم که کند بر قدمش کعبه بهانه

    هردم که کند بر قدمش کعبه بهانه امروز مهیا شده آن صاحب خانه مهمان که علی باشد و هستی همه دل شاد این عید تولد شده بر شیعه نشانه #عاشق_شعر بیشتر »

خورشید منور شده با نور علی

    خورشید منور شده با نور علی هم کعبه مشرف شده با شور علی بت‌ها همه در لحظه ز قربش شده خاک شد ختم رسل عاشقِ در سور علی #عاشق_شعر بیشتر »

جانشان را به خدا داده به پلکی رفتند

«عاشقانی که مدام از فرجت می گفتند» جانشان را به خدا داده به پلکی رفتند عکس شان قاب شداز هر سر برزن یک به یک تا به ظهورت به مزاری خفتند #عاشق_شعر بیشتر »

نقاش حیا

مادرم نقاش و گلدوز حیا بود درنمازش فکر مردم با دعا بود مهربانی را به من با شیر داد دائما ذهنش پر از یاد خدابود #عاشق_شعر بیشتر »

از شوق تو گلبرگ پر از ژاله شود

  با آمدنت دشت پر از لاله شده از شوق تو گلبرگ پر از ژاله شده بلبل به چمن خیمه زند با پر خود با مرغ و پری هر شب و هم ناله شده بیشتر »

آتش عشق

  عشقت زده آتش به دلم کشتی نشسته به گِلم اشکم شده دریای گهر جامانده در ایوان، غزلم #عاشق_شعر بیشتر »

تو را هرگز سحرگاهم ندیدم

تو را هرگز سحرگاهم ندیدم دراین دوران کوتاهم ندیدم به جز اندوه و دوری از حضورت به رویا در شبانگاهم ندیدم #عاشق_شعر بیشتر »

به هر سو بنگرم چون شمع سوزان

  به هر سو بنگرم چون شمع خاموش شود هر لحظه عمرم چون فراموش گذر کردم از این بازار دنیا نکردم سود عصیان شد فراموش #عاشق_شعر بیشتر »

اجل من را به یک طوفان صدا کرد

مرا مشغول این دنیا چه‌ها کرد؟ سراسر این خوشی‌ را، بی‌بها کرد و اکنون می‌خورم حسرت به عمرم که گلهایم به یک طوفان هوا کرد تمامی کشته‌هایم بی‌ثمر شد مرا تنها چو مجنونی رها کرد هزاران آرزو چون دانه کشتم اجل من را به یک طوفان صدا کرد رسیدم بی‌خبر در این… بیشتر »

شرابم داده هم کامم خدا داد

شرابم داده هم کامم خدا داد ازاین عمری که در جامم خدا داد مرا شرمنده کرده این خدایم روانم داده هی جانم خدا داد #عاشق_شعر بیشتر »

دور از تو موی سرم کجا بندم

با ماه و ستاره در آسمان بودی همراه سهیل به کهکشان بودی دور از تو موی سرم کجا بندم من عاشق زار تو، در نهان بودی #عاشق_شعر بیشتر »

چشم ابرش می‌شود اشکی ز غم

  دشت و صحرا تشنه هستند از فراق آسمان هر دم کند روشن چراغ چشم ابرش می‌شود اشکی ز غم از زمین تشنه می‌گیرد سراغ #عاشق_شعر بیشتر »

گریه‌هایی زیر باران داشتی

مرد میدان، رنج پنهان داشتی گریه‌هایی زیر باران داشتی رازهایت را گشود این زخم‌ها با خدا بودی تو ایمان داشتی #عاشق_شعر بیشتر »