بین‌الحرمین

عاشقم تا بشوم زائر بین الحرمین

تا زنم بوسه به صحن حائر بین الحرمین

از ازل در طلب عشق چوشد خون، دل من

تا زنم پر، بشوم طائر بین‌الحرمین

 تا سرایم غم مقتل، غم قرآن سر نی

می شوم سوخته و ذاکر بین‌الحرمین

همه ذهنم شده درگیر حرم، یاد حسین

تا بگویم  شغزلی، من بشوم شاعر بین‌الحرمین

صله خواهم که بگیرم ز کف اصغر او

به امید نظری من بشوم حاضر بین الحرمین

لبخند خدا

لبخند خدا شد گل خاتم
با امدنش پر شده شبنم
گلها شده از عطر وجودش
رقصنده به شوقش شده هردم

#عاشق_شعر

عالم شده پر نور

امشب همه عالم شده پر نور
رقصان شده گلها همه با شور
بلبل بزند چهچهه از دل
غِلمان همه رقصان شده با حور

#عاشق_شعر

عشق محمد

عطر بعثت می وزد هر شب به میدان
کرده مردم را ولایی در خیابان

آن درختی را که آبش خون دل بود
داده فریادش ثمر های فراوان

پرچم حق را که دارد در نیامش
جان فشانی می کند در راه قران

این همان دین است آیین محمد
همچون گنجی مردمش تا داردایران

این زمین این آسمان این کعبه دارد
با محمد در قراری عهد و پیمان


#عاشق_شعر
نرجس خاتون محمدی

 

پای روضه

محبت کرده شیرین چای روضه
دلم پر می‌کشد بر نای روضه
چه غوغایی به پاشد در دل من
بگیرم حاجتم را پای روضه
#عاشق_شعر