آرشیو برای: "خرداد 1405"

گریه کن

شعر سپید گریه کن گریه کن، که اشک، آب کوثر نیست، اما راهی است به سوی دلِ تشنه‌ی حسین. قطره‌ای اشک می‌ریزی، و ناگهان دریایی می‌شوی از جنسِ عطش، از جنسِ نیزه، از جنسِ آن شب‌های بی‌آب.   گریه بر مصیبتِ حسین، عاشقت می‌کند، نه با زور، نه با منطق، بلکه با آن… بیشتر »

ندای حسین

چون عاشقم ندای حسین می‌رسد بگوش از لاله‌‌های بر سر نی می‌رسد خروش #عاشق_شعر بیشتر »

چای روضه

با چای روضه مست حرم می‌شود دلم چون عاشقان روانه شوم سوی آن حرم #عاشق_شعر بیشتر »

بر بال شقایق

هر بار که گفتم تو کجایی چو نسیمی بر بال شقایق تو نشستی چو کریمی یک دم تو نکردی به نگاهی دل من را آرام بشود چون دم صبحی به شمیمی #عاشق_شعر بیشتر »

آقای بی تکرار

آقای بی تکرار من دل گشته بی‌تاب پرواز خونبارت دلم را کرده گرداب از غم شدم آواره در دریای درد هر لحظه با موجش برد من را به غرقاب بیشتر »

علی جان شاه نجف

ای علی جان شاه خوبان در نجف در هدایت رهبرم شد جان به کف درس ایثار و شهادت داده‌ای کرده‌ای محکم جوانان در هدف کوه صبری ابر رحمت بحر علم می‌بری مردان میدان صف به صف کودکان گویند اول یا علی می شکوفند از خیالش باشعف ای چراغ راه شب‌های سحر ماه تابان در… بیشتر »