کلید واژه: "نوری"

دیدم چه نوری می‌چکد از دست مادر

دیدم چه نوری می‌چکد از دست مادر با هم نشینی روی قرآنش چو بر سر از نغمه‌هایش می‌شنیدم راز افلاک آغوش او بود از برایم هم چو سنگر شب‌ها که می‌کرد او تلاوت زیر فانوس او چشم‌هایش خیس بود از نام حیدر لب‌های او سرشار با اشفع لنا بود فکرش به دلبر کرده عشقش را… بیشتر »