دریا شد کویر

تا مصیبت را بخواند می‌شود دریا کویر
آسمان بر سر زند از غم بیاید او به زیر

چونکه ملعون زد گلوی اصغر شش ماهه را
شد رباب از غصه گریان هم زمان در لحظه پیر

از جنایت بید مجنون سر به زیر است از غمش
عاشقان را کرده بر این غصه عاشورا اسیر

کوچک است اما به میدان رفته تا یاری کند
شد گلویش قبله گاهی از برای موج تیر

تیر بر حلقوم او آمد ولی او سرفراز
می‌کند او با گلویش دشمنان را چون حقیر

#عاشق_شعر

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.