
دریا شد کویر
تا مصیبت را بخواند میشود دریا کویر
آسمان بر سر زند از غم بیاید او به زیر
چونکه ملعون زد گلوی اصغر شش ماهه را
شد رباب از غصه گریان هم زمان در لحظه پیر
از جنایت بید مجنون سر به زیر است از غمش
عاشقان را کرده بر این غصه عاشورا اسیر
کوچک است اما به میدان رفته تا یاری کند
شد گلویش قبله گاهی از برای موج تیر
تیر بر حلقوم او آمد ولی او سرفراز
میکند او با گلویش دشمنان را چون حقیر
#عاشق_شعر
| نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط نرجس خاتون محمدي در 1405/04/06 ساعت 10:51:00 ق.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید
