آرشیو برای: "شهریور 1400, 09"

ای صاحب زمانه دلم تنگ آمده ست
سه شنبه 00/06/09
گفتند خواهی آمد و ما منتظر شدیم از بهر دیدن رخ تو، دیده تَر شدیم گفتند شام هجر دگر انتها رسید آرید عهد بسته که وقت وفا رسید دلتنگی از غروب همه جمعه ها بِرفت غربت ، غریب شد دگر از واژه ها برفت ای صاحب زمانه دلم تنگ آمده ست بار دگر عدو به دو یَد سنگ آمده… بیشتر »

دلم دیگر ندارد تاب ماندن
سه شنبه 00/06/09
دلم تنگ و شبم روشن ز مهتاب خدایا حال این دیوانه دریاب شدم مجنون دو گنبد را که دیدم خدا شکرت! به کربلا رسیدم ولی حالا دلم گشته ز غم پُر شدم مجنون ولی از کربلا دور دلم دیگر ندارد تاب ماندن غمش در دل شده چون جان سپردن پُرَم از یاد دیدار گذشته دلم از عشقشان… بیشتر »
