همچو عباس علمدار علم برگیرید

شیعیان گاه وفا شد به پا خیزید

گاه دلداگی و شور و نوا شد به پاخیزید

همچو عباس علمدار علم برگیرید

گاه یاری امام شهدا شد به پا خیزید

کاروان اسرا خسته ز شام آمده اند

گاه بوسیدن پای اسرا شد به پا خیزید

اربعین آمد و زینب زسفر آمده است

گاه یاری سفیر شهدا شد به پا خیزید

شیعیان گاه وفا شد به پا خیزید

 گاه رفتن به سوی کرب و بلا شد به پا خیزیزد

کشور عباسی

ماه اشک و ماه ماتم می رسد


 

باز ایام محنت می رسد

ماه اشک و ماه ماتم می رسد

باز یاران سینه هارا می درند

دستهارا سوی سینه می برند

اربعین شد، انس و جن و عاشقان

خاک پاک کربلا و آسمان

اشک و خون از دیده جاری می کنند

بر حسینت سوگواری می کنند

ای حسینا! محرم پیر وجوان

ای شهید! کربلا تشنه لبان

زینبت بین خاک بر سر می کند

چون کبوتر بال پرپر می کند

نیزه ها حلقوم اکبر می برد

تیر ها جان اصغر می خرد

خاک پاک کربلا پر خون شده

جامه های عاشقان گلگون شده

این حسین است سر شده از تن جدا

نیزه ای بر سر نهادند ای خدا

لعنت و نفرین بر آن دشمنان

آتشی کوبنده باشد بی گمان

هر کسی دارد هوای یا حسین

باز گوید وای «وایا »یا حسین

رقیه رقمی

 

غدیریه

 

مژده ای خلق جهان عید سعید آمده است

قاصد خوش خبر از بهر نوید آمده است

چون غدیر است ملائک همه دلشادند

بی گمان هر ملکی در پی عید آمده است

جبریل و ملکان رو به زمین می آورند

برمحمد و علی پیک جدید آمده است

یا محمد بشنو کار خود اتمام رسان

آخرین وحی ز سبحان فرید آمده است

دست بر دست علی داد نبی یار خدا

مژده دادش به جهان شاه رشید آمده است

صد هزاران دل غمخوار به گرد علی است

شاهدان، دل به تمنای شدید آمده است

دل زده چنگ به دامان علی می گوید

دیده ام با رخ بیمار و جلید آمده است

یارب از اذن تو امروز علی گشت ولی

بین مخلوق خدا انس پدید امده است

هم ولی و وصی و شیعه معناش باشد

 

چه بخواهند و نخواهند علی رهبر ماست

باورت نیست، دو عالم به سریر آمده است

ماه شبهای یتیمان و دل مسکینان

از فروغ رخ تو، صبح سپید آمده است

خلقت خلق بهانه است و تو تنها مقصود

باورت ام ابیهاست، وحید آمده است

اولین ماه فروزان ولایت تو شدی

یازده اختر تابنده شهید آمده است

دست در دامن مولا بزنید ای یاران

فاطمه با لب خندان به تایید آمده است

عاشقِ کویِ علی، عشق درونِ گوش کن

این همان عشق الهی است نوید آمده است

با همان عشق صدا کن و بگو مولاجان

دل ما درطلب عیدی عید آمده است

توکه در سجده و محراب زجان می گذری

از خدا خواه که حاجات خلائق بدهد

چون غدیر است جماعت به امید آمده است

رقیه رقمی

چاه مگو های علی

محراب خونین علی
بیمار تنهای علی 1
طفلان گشنه علی 2
گدای مشرک علی 3
چاه مگو های علی 4
فزت ورب الکعبه علی
——————————
1 (نصرانی خرابه نشین که مولا اناری- که به درخواست حضرت زهرا تهیه کرده بود- را دانه دانه به دهانش ریخت)

2 (کودکان یتیم از خانواده های خوارج که پدرانشان را در جنگ با علی از دست دادند ومولا شبانه نان وخرما برایشان می برد)

3 (گدایی مشرکی از دشمنان حضرت بود و اسیر مسلمین شده بود که در شب افطاری به در خانه علی و فاطمه علیهما اسلام آمدند و سه روز روزه مولاعلی با خانواده ش بدون افطاری روزه نذری گرفتند)

4 (چاهی که حضرت حفر می کرد و قنات را وقف مردم مدینه می کرد و از غم هایخانه نشینی خودش با چاه می گفت)

#عاشق_شعر

«چه غریبانه شکست»

 

«چه غریبانه شکست»

شکست، همان بغض جـاودانـه شـکسـت
بـلور ارغـوانی حس هـر بهـانه شکست
به هرآن دلی که عشق را تا ابد می فهمید
غمی به وسعت بی کران هرترانه نشست
شکست عمق احساس جاده های غریب قرار
حضور فصل شیشه ای آب وآدینه شکست
میان صفای کوچه های بی رنگ ومبهم دشت
دری زنهیب غبار غربت وحسرت بست
شکست کینه های کهنه نیست از هست
گذاشت سر به بیابان غم هرعاقل ومست
گسیخت پل نیلوفری میان آسمان وزمین
نوای هق هق باران ،چه غریبانه شکست
شکست شیشه ی عمر هر چه بود و نبود
هر آنچه نبض دلش، عاشقانه بود شکست
شکست،آن بغض جاودانه شکست
دل غریب و پراز داغ شیعه شکست

 

مهجده انتظاری