
نسیم آشنا
سه شنبه 95/08/04
هوالعزیز
نسیم اشنا
ای نسیم اشنا کی میبری درد مرا که دگر طاقت دوری زدلدار ندارم
خسته ام و بیقرار ای امید اشنا هوس و شوق سفر با تو را من دارم
نفسی ده ای نسیم به هوای این دلم دگر از رنج و عذاب در قفس بیزام
نفس از جانم برید ای نسیم همسفر باز هوای عشق و معشوق تو را من دارم
میکشم ای عاشقان درد و رنج بی کسی کی نسیم سر میرسد عشق یار خواستارم
کاش می بود جام می تا که مست بودم زان می گریستم بیقرار تا که دانی عاشقم
معصومه تقی نژاد

طلبه بیقرار
سه شنبه 95/08/04
بنام او که نامش آشناست
و یادش دردل ها غریب
در انتظار تو دوست دارم بنویسم
دوست دارم بنویسم
که هنوز منتظرم دوست دارم
آن بخوانم که بدان منتظرم
تانفس دارد تنم یاد تو برلب میکنم
تاکه نور دارد چشام پیوسته گریان توام
ای همای باغ دل کی دوست داری
سر زنی به دل مرغ اسیری که فتاده درقفس
دوست دارم آن بگویم که هنوزمنتظرم
دوست دارم آن نوازم که هنوز منتظرم
ای دلا تا کی جدایی این نفس راکن بهاءی
خسته شد ازبس جدایی بیقرارم بیقراری
دوست دارم بنویسم که هنوز منتظرم
خطی درانتظارتوست تاتوآیی…
محبوبه نوروزی

عشق یعنی کاروان کربلا
سه شنبه 95/07/27
عشق یعنی کاروان کربلا
می نهند پا در منا
عشق یعنی باوفا سقای او
می کشد خجلت فرات از نام او
عشق یعنی که حجاب زینبش
می کند طوفان حیای زینبش
عشق یعنی اصغر و قنداق او
آخرین قربانی و سرباز او
عشق یعنی ظهر عاشورا شده
در میان خون نماز بر پا شده
عشق یعنی کشتی و راه نجات
این امام است واین امام
عشق یعنی حسین تنها شده
در زمین وعرش غوغا شده
عشق یعنی که خدا عاشق شده
عاشق عشق ذبیح الله شده
عشق یعنی که حسین فاطمه
جان فدا ی حسین فاطمه
عباسی طلبه پاره وقت

عاشورا یعنی یک روش
سه شنبه 95/07/20
عاشورا یعنی یک روش
زندگی کردن با منش
عاشورا شور دگری دارد
چون ازعشق خبری دارد
عاشورا فریاد بلند ثارالله است
جاری در فطرت پاک آزاد است
ریشه این عشق در خون خداست
چون که رستاخیز انبیاست
عاشورا یعنی عشق حسین
جذب کردن حتی زهیر بن قین
عاشورا یعنی دنیای مانده لای دندان
خطبه خواندن زینب در میان رندان
عاشورا یعنی ریخته شدن خون پاک
افتادن علی اکبر بر روی خاک
عاشورا یعنی لبیک گفتن ششماهه
در رکاب ولایت با گلوی پاره پاره
عاشورا یعنی دنیا را بر سر دنیا گران
کوبیدن همچو گرز گران
عاشورا یعنی نهی از سکوت
ظالم را شکستن با قنوت 1
عاشورا یعنی حجت شرعی بر عمل
گفتن مرگ احلی من عسل
عاشورا دنیا پرستان را در لجن کرد
دنیای ظالم را زیر و زبر کرد
عاشورا یعنی نقاشی کردن با خون خویش
حکاکی کردن ذهن آیندگان با افعال خویش
عاشورا یعنی نابود کردن بدعت های بد
پاک کردن از عاشورا تحریف های بد
عاشورا یعنی اسلام بدون سازش
نترسیدن، پشت کردن به سازش
عاشورا یعنی صبر و تحمل کردن رنج راه
دادن شبه پیمبر و عباس و اصغردر راه
عاشورا یعنی احیای دین حق
زندگی کردن با کیفیت در راه حق
عاشور یعنی ایثارکردن و تسلیم خدا بودن
نترسیدن از مال و جان و آبرو دادن
عاشورا یعنی گذشت از تائب کرده اشتباه
بخشیدن حر پشیمان از گناه
عاشورا یعنی رسیدن به قرب خدا
بندگی کردن، شدن عبد صالح خدا
عاشورا یعنی قلب را رقیق کردن با گریه بر حسین
بردن قسوت از قلب با ریزش اشک بر حسین
عاشورا یعنی عبودیت، توحید صرف
گفتن با عمل، نه با زبان و حرف
عاشورا یعنی راضی بودن به قضای خدا
در میان خون گفتن حمد و سپاس خدا
عاشورا یعنی اصلاح دین
بابصیرت بودن با یقین
عاشورا یعنی منت خدا برخلق
کشته شدن با رقص عشق
عاشورا یعنی جان بهای بهشت
حفظ روح و روان و سرشت
عاشورا یعنی رفتن به معاد
شهادت دادن حق زنده باد
عاشورا یعنی اسلام بی سازش
شرمنده نبودن بهر سفارش
عاشورا یعنی عبور از شط خون
سر نهادن روی زانوی ولی، غلامی چو جون
عاشورا یعنی زندگی کردن با عدالت
شادی کردن بدون پستی و رذالت
عاشورا یعنی دوستی با همه
تشنه برگشتن از نهر علقمه
عاشورا یعنی جوانمردی
سیراب کردن دشمن درقبال تشنگی
عاشورا یعنی فکر جهانی
برای زندگی جاودانی
عاشورا یعنی زندگی کردن با مرام
دوری کردن از هر گونه حرام
عاشورا یعنی حق پذیری
نفی سلطه پذیری
عاشورا یعنی سماجت در هدف
جنگیدن برای حفظ شرف
عاشورا یعنی دل سوزی برای هدایت
منتظر ماندن تا شفاعت
عاشورا یعنی حسین مظلوم است
یار گیری امام مرسوم است
عاشورا یعنی راه قدس از کربلاست
من میگم مسیر بهشت از کربلاست
#عاشق_شعر
1« نماز عاشورا»

مولای سربریده
پنجشنبه 95/07/15
ای قـدسیان بگریید ، بــا اشک هـای دیــده ####بـر پیکــر غــریب و بــر آن ســر بــریــده
قـــران نـــاطــق مــا کــردنــد،تکــه تکــه ###یک تکه اش به صحرا،یک تکه اش به نیزه
آغوش داغدارش رنگین زخون پاک است ###شـایــد کـه خـون اصغـر یـا اکبـرش چکیـده
بر خـواهرش بگـویید رخت عـزا بپـوشـد ###عــزم سفــر کنـــد او، بـــا قــامـت خــمیــده
در کربلای عشاق زینب تو کوه صبـــری ###بـا اینکــه تیــر غـــم ها ،قلب تـو را دریــده
آرام کـن تــو زینب آن مــادران بــی تاب### آه ربــاب و لیــــلا تــا عــرشـیــان رسیــــده
بـر نـور چشـم مـولا،سکینــه ی عـفـیـفـه ###گـو بعـد از ایـن بخـواند، در مـاتمش قصیـده
در کـربـلا رهـا کـن تـن های بـی کفن را### راهــی کـوفـه شـو کـه وقت وداع رسـیــــده
بــا ســاربان بـگـو تـو،آهستـه تـر بـرانـد ###چــون اهــل بیـت مــولا درد و بـلا کشـیـــد
در گوشـه ی خرابـه غسلش بده، کفن کن ###جســم رقیــه ی پـاک ، مظلــومـه ی شهیــده
با خطبــه هـا بیـان کـن پیغــام کـربـلا را ###بــر غــافــلان شــامـی ، کـه کـربـلا نــدیــده
بازا دوباره از شام، بــر کـربلا گـذر کن ###بنـگر کـه خــون مــولا، در کــربـلا دمـیــده
سقــای کربلا را در گوشـه ای نظــر کن ###بنـگر کــه روح پـاکـش ، از دام تــن رهیـده
در مـاتـم حسینت خـون از فلـک چکیــده ###یــا بــادهای تـاریـک ، در آسـمـــان وزیـــده
ای چشم ها شما را حق است خون ببارید### وقتی که در عزایـش ، خـون از فلک چکیده
سر دادن و تن دادن ، زیبا ترین بلاهاست ###وقتـی کـه مـرغ دل هـا ، سـوی خــدا پریـده
شایستــه است ما هم،رنگ خـدا بگیـریـم ###وقتی حسیـن زهـراست ،«مولای سربریده»
زهرا پیربالایی طلبه پایه ی