کهکشان چرا به خانه ات سرک نمی کشد

 

کهکشان چرا به خانه ات سرک نمی کشد

کوه های مدینه همنواز دعایت نمی شود

خنده های کودکانه حسنین شنیده نمی شود

خورشید ازخانه ات طلوع نمی کند

ماه از خانه ات غروب می کند

نخل های مدینه نمی شکفد

بغض ابر های تیره نمی ترکد

#عاشق_شعر

 

 

در کجاپایان رسانم وصف خوبی های تو



در کجاپایان رسانم وصف خوبی های تو

درکجای دل نویسم این همه دردای تو
روح تو روح نفس هاروح لطف بی کران بود

درمیان بانوان درد تو درد آتشین بود
بس کشیدی آه وناله درد دل شد بی کرانه

گرهزاران درد باشد دردو رنجت بی کرانه
آنقدر شب ها بگریی باز ندانی فاطمه کیست

گرزخوبی اش بخوانی باز ندانی فاطمه کیست
اوست بانوی دو عالم که پروبالش شکستند

دشمنان کور اسلام درکمین اونشستند
روح قدس او نهان شد با دستان عزیزش

چشم گریان رابست ورفت از سوی عزیزش
حال گویم عاشقانه ای امام بی نشانه

کی خواهی آمد سوی دلهاتاکه آری یک نشانه

محبوبه نوروزی

چون گل یاس کبود است فاطمه

کوچه های شهر پیغمبر شهادت می دهند

با تمام غرببتش آنجا غریب است فاطمه

روز های غربت بعد نبی

حیدر خیبر شکن را چون طبیب است فاطمه

ظالمانه می زند سیلی عدو

چون ولایت را حریم است فاطمه

زخم خدو پنهان ز مولا می کند

حب به مولایش چنین است فاطمه

دست به پهلویش رود مسجد چرا

چون امامت را یقین است فاطمه

معدن حق است درب بسته اش

چون نبی را هم نشین است فاطمه

می کشد خجلت از او یاس سفید

 

کشور عباسی

هویت من ای انقلاب

هویت من ای انقلاب

با خورشید روح الله برمن بتاب

با طلوعت غبار ذلت کردی پاک

با خون شهیدانت دین محمدی کردی  ناب

ای که رایت تو بر جهان سرفراز

می کند بر افکار آزادگان ناز

رشد و بالندگی تو در جهان

شده آرزوی هرمسلمانی در نماز

#عاشق_شعر

 

شعر بصیرتم

 

ای رهبر آزادگی
ما با تو پیمان بسته ایم
باقطره قطره خون خود
امضای پیمان می کنیم
ای رهبر و مولای ما
از صبر تو شرمنده ایم
ای دوست، ما درد تو را
با جان سودا می کنیم
دشمن بداند ما همان
رزمنده جان برکفیم
همچون شهیدان وطن
در عشق غوغا می کنیم
سید علی را لشکریم
او را زجان فرمانبریم
در هر زمان در هر مکان
از او حمایت می کنیم

کشور عباسی