مرثیه مولا علی

آتش زده غم‌های علی در دل چاه
ماه از غم زخمی شدنش گشته سیاه

می‌سوزد و ناله می‌کند شیعه ز دل
چشمان یتیمان شده چون سیل براه

#عاشق_شعر

نجوای جان

ای خدای بندگان روسیاه
ابر رحمت برسرم کردی پناه

من چه بد هستم ندیدم مهر تو
باز هم من کرده‌ام برخود گناه

بنده‌ام وقتی فراری می‌شوم
جز به آغوشت ندارم جایگاه

من پشیمانم به قربانت شوم
منتظر هستم کنی بر من نگاه

من علیه خود شهادت می‌دهم
باد نفسم می‌برد من را چو گاه

از تو بخشش با کرم خواهم خدا
من که می‌دانم که عمرم شد تباه

در شبی چون قدر دستم را بگیر
جز تو در هستی ندارم من گواه

ای خدای یوسف در مانده‌ات
در بیاور بنده را از نفس چاه

#عاشق_شعر

مژده ماه رمضان

حق داده به ما مژده ماه رمضان
با فرصت آغوش و پناه رمضان

تا ناز کند بنده، کشد ناز خدا
تا پاک کند دل سر راه رمضان

خدا آغوش باز کرده

خدا آغوش بازش کرده دعوت
فرستاده ملایک را به خدمت
به شوق بنده‌اش بست او جهنم
گشوداست او دری از باب رحمت

زمین سجاده ام شد

زمین سجاده‌ام شد کعبه حجله
به عشقت می‌شوم جاری چو دجله
به عطرت می‌شوم مست از عبادت
به این مهرت کنم هر لحظه طاعت
به مهمانی رسیدم شاکرم من
مرا دادی تو نوبت چاکرم من
مرا دادی تو نعمت بی بهانه
هزاران بار بخشیدی سرانه