موضوع: "عاشق شعر"

مستانه چو پروانه گذر کرد
پنجشنبه 04/06/06
لبخند تو را دیده چه شوریده گذر کرد
مستانه چو پروانه از این باغ سفر کرد
در سایهی پر شور ملائک چه بدیدند
از جان بگذشتندو به جانان که نظر کرد
#عاشق_شعر

مستانه از انوار الهی
پنجشنبه 04/06/06
در سایهی لبخند ملائک چو پریدند
رفتند و شهیدانه چو پروانه رسیدند
در خانه معشوق به جامی زده جامی
مستانه از انوار الهی چه چشیدند؟
#عاشق_شعر

زیبا ترین احساس را تصویر میکرد
پنجشنبه 04/06/06
هر خواب چرتی را که میدید از خیالات
اوهام خود را فی المثل تعبیر میکرد
تصویر گل را آب می بردش به موجی
در جستجویش چشمه را تقطیر میکرد
با هر قدم همراه او میرفت چشمم
زیبا ترین احساس را تصویر میکرد
با هر صدایی در دلش غوغاست غوغا
غمهای کودک در دل او گیر میکرد
تا ریشه داده در دلش این خاک والا
حب وطن را در دلش جاگیر میکرد
#عاشق_شعر

در آغوش صحنت که بودم رها
پنجشنبه 04/06/06
در آغوش صحنت که بودم رها
نظر کرده بر من تو دادی شفا
نکردی رهایم دراندوه و غم
نجاتم تو دادی چه خوب از ستم
همان شب رواقت پراز نور شد
دلم در حریمت پر از شور شد
به گلدسته هایت چو بستم دخیل
چراغی تو شاها برایم دلیل
کریمی کرامت تو دادی به ما
به زائر بباری چو باران شفا
تو شاهی تو خورشید ایران زمین
تو دادی جسارت به شیعه چنین
که بسته به جرئت ددان را به غل
که دشمن شداز رزم شیعه چه ذل
#عاشق_شعر

علمدار شهیدم
پنجشنبه 04/05/23
در موکب عباس علمدار شهیدم
تا چای عراقی من دلخسته چشیدم
اشکم شده چون سیل روان از غم سقا
پرپر زدهام پای پیاده چه کشیدم
#عاشق_شعر
