#باید_برخاست

تو زنده‌ای
نه در خاطره‌ای که می‌میرد
نه در لوحی که خاکستر می‌شود
تو زنده‌ای در نبض این سرزمین
در هر نفس که به نام تو می‌تپد

راه تو را
نه سیل فراموشی می‌شوید
نه باد تردید می‌گسلد
این راه، کشیده‌ست تا افق
و ما، قدم‌هایی در امتداد صبح

از رفتنت
غمی ماند در قاب لحظه‌ها
اما این غم، شکوه ایستادگیست
ما خسته نمی‌شویم
چون کوهی که هرگز زانو نمی‌زند

دل‌ها چون پرندگان شب‌زده
به سوی چراغ تو بازگشتند
و تو در این شب‌های بی‌ستاره
چراغی شدی برای هزاران راه

با عشق، با محبت
به ما قدرت دادی
که سنگ را به گلاب تبدیل کنیم
که زنگار را از آیینه بزداییم

و امروز
روح مسئولین ما
از تو آموخته‌ست
که خدمت، تاج است
نه غل و زنجیر

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی

درخواست بد!

پارامتر های درخواست شما نامعتبر است.

اگر این خطایی که شما دریافت کردید به وسیله کلیک کردن روی یک لینک در کنار این سایت به وجود آمده، لطفا آن را به عنوان یک لینک بد به مدیر گزارش نمایید.

برگشت به صفحه اول

Enable debugging to get additional information about this error.