بهر تعجیل فرج آواز کرد


باز هم رنگین کمان بی حال بود
قصه های زندگیمان کال بود
باز راه مردمان درفال بود
جای جای راهمان گودال بود
باز ما بودیم و جانی باخته
کاخ های با جهالت باتکبرساخته
باز آوای چکاوک را شکسته فاخته
اسب های دل شده وحشی و تا شب تاخته
باز هم آدم زگندم سیر شد
خواب های خسته با تقدیر تعبیر شد
باز هم جامی زمی لبریز شد
زیر پاها از پلیدی لیز شد
باز هم شاهین دل تا مرگ رفت
جنس دلهامان زخاری، سنگ سخت
باز چشم یاقیان بسته به تخت
پایه های دین و ایمان لخت لخت
باز هم عشق ها از واقعیت گم شدند
آبهای نهر های آسمانی کم شدند
باز هیزم های خشک و تر قاطی شدند
ضجه های روح در تن طولانی شدند
باز هم چشم هامان سوی دیگر مات شد
در خیال وفکرهامان عشق کاذب یافت شد
باز هم دیوارهای هرزگی پرداخت شد
خود بدیدم بچه خوب محله لات شد
باز هم رویای آیینه شکست
گرگ هاری دست پرچین هانشست
باز پر شد دل زخواهش های پست
رفت عشق واقعی تا دور دست
باز چنگی بهر رقصی ساز کرد
چشم هامان بهر بارش ناز کرد
باز دل هامان هوای عشق کرد
بهر تعجیل فرج آواز کرد
مهجده انتظاری

اشتراک گذاری این مطلب!

کاروان اربعین راهی شد

اربعین 

اربعین

کاروان راهی شد و ما مانده ایم
ای خدای عشق ما جا مانده ایم
مانده ایم از اربعینت یا حسین
جان فدای زائرینت یا حسین
ما به عشق تو دل وجان داده ایم
پس چرا از کاروان جا مانده ایم
السلام ای کشته دشت بلا
اربعین دیگری ماهم بیاییم کربلا

کشور عباسی

اشتراک گذاری این مطلب!

همچو عباس علمدار علم برگیرید

شیعیان گاه وفا شد به پا خیزید

گاه دلداگی و شور و نوا شد به پاخیزید

همچو عباس علمدار علم برگیرید

گاه یاری امام شهدا شد به پا خیزید

کاروان اسرا خسته ز شام آمده اند

گاه بوسیدن پای اسرا شد به پا خیزید

اربعین آمد و زینب زسفر آمده است

گاه یاری سفیر شهدا شد به پا خیزید

شیعیان گاه وفا شد به پا خیزید

 گاه رفتن به سوی کرب و بلا شد به پا خیزیزد

کشور عباسی

اشتراک گذاری این مطلب!

نامحرمان همه بر گرد دختران خندان

یک قافله سر، یک به یک پر کشید و رفت
زینب بر آن گلو به وداع دست کشید و رفت
نامحرمان همه بر گرد دختران خندان
عباس کجایی؟ زینب آهی کشید و رفت
گرتو نبودی رباب جان می داد
وقتی که کاروان بدون علی صف کشید و رفت
خوب شد لحظه آخر کنارش بودی
وقتی سه ساله داغ پدر چشید و رفت
این قوم دخت علی را نشناخته هنوز
با خطبه خود بر یزیدیان خط کشید و رفت
مهجده انتظاری

اشتراک گذاری این مطلب!

حسین ای آبروی همیشه تاریخ

عاشورا 

حسین ای آبروی همیشه تاریخ

ای پنجمین قلب تپنده حدیث کسا

ای مزین سینه ات به علم آدم

ای سرشار از حلم نوح

ای نماد اخلاص ابراهیم

ای وارث شجاعت موسی

ای عارف به معرفت محمد

ای واقف به علوم و اسرار علی

ای مقرب به مقام فاطمه نزد رب جلیل

ای که شهادت تنها سلاحت در برابر ظلم

ای که نهضتت داروی شفابخش بیماریها و امید ها

ای مصباح الهدی و سفینه النجاه

ای که قیامت روز جشن پیروزی مجدد اسلام

ای که خون تو منشا بیداری شیعه و سنی

ای که مصداق آیه«ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»

ای جاری کننده زلال عاشورا در همیشه تاریخ

ای که عاشورایت حضور مجدد آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد وعلی

ای که نقطه اتصال همه حرکتهای الهی و خدایی

ای تجسم دوباره آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد وعلی و فاطمه وحسن

ای که اشک در رثای تو اکسیر عشق است

ای که فرشتگان عرش در رثای تو خون گریستند

ای که حب تو اجر رسالت نبی است

محمدی

 

اشتراک گذاری این مطلب!
 
فراخوان چی شد طلبه شدم